تبليغاتX
باران من و تو

باران من و تو

برای دل بارانیم

ده قدم که برداری

از زمان خارج می شوی

           ده قدم که برداری

از امپراطوری ماه و خورشید بیرون می شوی

ده قدم

تنها

ده قدم که برداری

                  نه همهمه  صدایی

                                و نه تعجبی

ده قدم که برداری

        دیگر گذشته ای نمی ماند

                ده قدم که برداری......

                                یا صد قدم

                                     یا هزار قدم .........

فرقی نمی کند

هنوز در قلب منی

         و هر کجا که میروی

                     هرگز از قلب من بیرون نخواهی رفت ..........

قلب باران

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت10:31توسط قلب باران | |

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت12:31توسط قلب باران | |

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود

 

کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم

نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم

کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش 

می کردم ...

قلب باران  

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت8:33توسط قلب باران | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

تولدم مبارک

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

قلب باران تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت4:53توسط قلب باران | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

قلب باران

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت10:38توسط قلب باران | |

عیدتان مبارک

نماز و روزه هاتان قبول

قلب باران

+نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت8:52توسط قلب باران | |

عقل گفت :

 

     که دشوارتر از مردن چیست ؟

 

 

عشق فرمود :

 

      فراق از همه دشتوارتر است

 

 

قلب باران

                

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت13:20توسط قلب باران | |

ایا سحری به رنگ خون دیدی تو

محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو

فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

ان زاده کعبه و امین حرمین

افتاده میان خاک و خون دیدی تو

انکس که ستیز خیبر و بدر و احد

چون شیر بغرید چنین دیدی تو

ایا تو درون ظلمت شام سیاه

نان اور کودک یتیم دیدی تو

ایا دل پرز خون و گریان چشمی

از جور زمانه و زمان دیدی تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان

با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

ایا زمیان مردم کوفه و شام

مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

 قلب باران

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت11:46توسط قلب باران | |

روح ما نیز چون گلی

گلبرگهای خود را

به سوی جهان بزرگ

باز کرده است

و آسمان بس بی انتهاست

و خورشید بس درخشان

ولی کو آن دوست

که هنگام غروب

بیش از آن که

گل روی ما نیز در تاریکی یکرنگ

غرقه شود

گامی به سوی ما بردارد

و لحظه ای چند

خود را در عطر دلنشین روح ما

به فراموشی

بسپارد ؟؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت13:3توسط قلب باران | |

شب آنگاه زیباست

                       که نور را باور داشته باشیم ...

 

 

قلب باران

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت13:12توسط قلب باران | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت11:52توسط قلب باران | |

ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت و نزول قرآن

بر همه شما عزیزان مبارک باد

قلب باران

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت12:52توسط قلب باران | |

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت8:58توسط قلب باران | |

دلم گرفته ای دوست

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم، کجا روَم، کجا من؟

کجا روَم که راهی به گلشنی ندانم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من نیز

چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها من

ز من هرآنکه او دورچو دل به سینه نزدیک

به من هرآنکه نزدیک

از او جدا، جدا من

نه چشم دل به سوئی، نه باده در صبوحی

که تَر کنم گلوئی به یاد آشنا من

زِ بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

 قلب باران

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت10:26توسط قلب باران | |

انا لله و انا الیه راجعون

غم فراق تو در باور مان نمی گنجد

منیره جان : هنوز باورمان نمی شود که دیگر در میان ما نیستی

چه غریباه رفتی ، اما یاد تو هرگز از خاطر ما نخواهد رفت

برای شادی روح دوست جوان  و عزیزم صلوات بفرستید

قلب باران

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت12:24توسط قلب باران | |

خیال
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود

قلب باران

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت10:47توسط قلب باران | |

آن زمان كه عشقي نبود تنهايي را يافتم

ديدم كه وسعت تنهايي كوچك است

ولي عمق آن زياد...!

از اين تنهايي شايد بتوان عشقي يافت

ولي افسوس كه آخر اين عشق نيز

تنهايي است تنهايي...!

قلب باران

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت13:8توسط قلب باران | |

عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛

و آن دوست داشتن است

قلب باران

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت8:37توسط قلب باران | |

غریقی در طوفان تنها مانده است

آخرین فریادهای خسته اش را

که تو را می خواند ـ بشنو ، بشتاب ، او را دریاب

 

 قلب باران

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت11:26توسط قلب باران | |

و اکنون تو با مرگ رفته ای ؛

و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو

نزدیک تر می شوم

این زندگی من است

قلب باران

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت8:53توسط قلب باران | |